تاریخ امروز : جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ساعت : ۰۹:۰۷:۱۲

بیمارستان مجازی | پرسش،پاسخ و مشاوره آنلاین با پزشک

آپلود عکس

مقاله ی اعتیاد مهندس دژاکام

0
مقاله ی اعتیاد مهندس دژاکام
مقاله ی اعتیاد مهندس دژاکام

اعتیاد در دنیای امروزی ما به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل شده است که تقریبا در تمامی کشورها اینمشکل وجود داشته و همه ی دولت ها سعی بر مبارزه با این معضل جهانی دارند. بر اساس باورهای برخی از مردم اعتیاد یکی از بلاهای خانمان سوز است که موجب فروپاشی یک خانواده می گردد و خطرات بسیار بدی را نیز در پی خواهد داشت. در دنیای امروزی ما در رابطه با این مسله هزاران بحث ها و گفت گو هایی شده است که گاها به نتیجه ای مطلوب دست پیدا نکرده اند. برای درمان اعتیاد بسیاری از روش ها و متد ها قدیمی و جدیدی وجود دارد و شاید کمپ ها ی ترک اعتیاد یکی از جدید ترین متد های ترک اعتیاد می باشد که بسیار رواج یافته اند و با استقبال بسیاری از خانواده هایی که به این معضل گرفتار هستند رو به رو شده است.
ما اعتقاد داریم که اعتیاد یک جایگزین مزمن است ، بیماری مزمن نیست برای شرح کامل این موضوع مقاله ی مورد نظر توسط آقای مهندس دژاکام در اردیبهشت ۸۴ نوشته شده که می خوانید .

با تشکر از ماهنامه همراه که شرایط بسیار مناسبی برای مطرح کردن ایده ها و نظرات مختلف در مقوله اعتیاد را فراهم نموده است. مقاله زیبای درمان چیست را که اندیشه های دفتر مقابله با جرم و موادمخدر سازمان ملل مطرح می نماید را در نشریه همراه شماره ۱۳ رویت نمودم . خیلی خوشحال شدم و با دقت مقاله را مورد مطالعه قرار دادم. این نوشته مرا بران داشت تا دیدگاه خود را که در کنگره ۶۰ در بوته آزمایش قرار گرفته و پاسخ مناسب در پی داشته است را در مورد اعتیاد و درمان آن به نگارش درآورم. زیرا برای معالجه هر نوع بیماری ، اول شرط لازم ، تشخیص بیماری است ، به عبارت دیگر اول بایستی بدانیم دقیقاً کجای جسم بیمار دچار آسیب شده یا از تعادل خارج گردیده است تا سپس راهکاری مناسب را با درنظر گرفتن طول درمان مشخص نماییم. البته در این مقاله مسأله بیماری اعتیاد فقط از نظر جسمی یا فیزیولوژی مورد بررسی قرار گرفته است.
اکنون نگاهی می‌اندازیم به تشخیصی که متخصصین از اعتیاد ارائه نموده‌اند. طبق تعریفی که متخصصین از اعتیاد مطرح می کنند :
الف : اعتیاد مسمومیت مزمن است .
ب : اعتیاد وابستگی دارویی است یا وابستگی به موادمخدر .
اعتیاد مسمومیت مزمن است
امروزه طبق آمار سازمان ملل حدود ۱۸۵ میلیون‌نفر در سراسر جهان درگیر اعتیاد هستند ، اگر این تعریف که اعتیاد مسمومیت مزمن است غلط باشد، که به نظر ما همین طور است ، میلیون‌ها معتاد و هزاران پزشک و متخصص و مسئولین مختلف در سراسر گیتی گمراه شده اند. در این صورت چه کسی می‌خواهد پاسخ این اشتباه علمی را بدهد ؟
اعتیاد مسمومیت مزمن نیست ! چرا ؟

چون وقتیکه مسأله مسمومیت مطرح میگردد ، عنوان سم به میان می آید و وقتیکه چنین شد ، به دنبال سم‌زدایی می رویم.
اکنون باید گفت موادمخدر اصلاً سم نیستند.
مثلاً : هرویین اسم علمی آن دی‌استیل‌مرفین است ، ( از یک‌کیلو مرفین ۹۰۰ گرم هرویین ساخته می‌شود ) و هر روز از مرفین در امور پزشکی بعنوان یک داروی بسیار مؤثر و مفید استفاده می‌گردد. تریاک هم شامل : مرفین ، کدیین ، پـاپـاورین و ترکیباتی دیگر است که در پزشکی کاربرد بسیار دارند. در حشیش و گرس هم ماده‌ای وجود دارد بنام THC که در گذشته در پزشکی مصرف ویژه‌ای داشت. شاید گفته شود اگر زیاد مصرف شود مثل سم عمل می‌کند ، ما هم قبول داریم هر دارویی که بیش از اندازه استفاده شود اثر کشنده دارد (مثل انواع قرص‌های روان‌گردان و آرام‌بخش و خواب‌آور و حتی ویتامین‌ها ).
اصولاً سمی بودن ، امر نسبی است و لذا می‌توان تعریف ذیل را ارائه نمود :
هرگونه ماده خارجی ( بصورت گاز ، مایع ، جامد ) از هرطریق وارد جسم گردد و جسم را از تعادل خارج نماید و به سمت مرگ سوق دهد ، سم تلقی می‌گردد. بنابراین وقتیکه کسی را مار می‌گزد ، بلافاصله او را به بیمارستان منتقل می‌کنند و کاری می‌کنند که سم مار از بدنش خارج گردد ، چون سم مار عامل خطرناک و کشنده است و بایستی سریعاً از جریان خون خارج شود. این عمل را سم‌زدایی می‌گویند. فردی که به تریاک عادت ندارد ، اگر بیش از یک‌گرم تریاک بخورد ، اثر کشنده و سمی دارد و او را بایستی بلافاصله سم‌زدایی نمود و یا اگر تعداد زیادی قرص بخورد ، همین عمل سم‌زدایی انجام می‌گیرد.
از این اشتباه علمی فاحش تعجب می‌کنم همین طور از اینکه چگونه متخصصین و دانشمندان به این نکته توجه نمی‌کنند. اکنون برای روشن شدن این اشتباه فاحش ، سوالات ذیل را مطرح می‌نمایم .
سئوال اول : فرض کنیم فردی به مدت ۲ سال ۸ واحد مرفین در بیمارستان به او تزریق ‌شود ، اکنون پزشک معالج می خواهد مرفین او را قطع کند چه عملی انجام می‌دهد ؟
الف : آیا او را سم‌زدایی می‌کند ؟
ب : آیا مرفین مصرفی او را تیپر می‌کند ؟
سئوال دوم : فرض کنیم شخصی ۱۰ سال تمام از داروهای آرام‌بخش ، خواب‌آور ، ضدافسردگی ، کدیین‌دار ، کورتن و غیره استفاده می‌کند ، برای قطع داروی او در صورت ضرورت چه عملی انجام می‌دهیم ؟
الف : آیا او را سم‌زدایی می‌کنیم ؟
ب : آیا داروی مصرفی او را تیپر می‌کنیم ؟
حتماً پاسخ خواهند داد داروی او را تیپر می‌کنیم ، چون اگر سم‌زدایی کنیم و بخواهیم بقایای دارو را از بدن شخص خارج کنیم ، تخریب زیادی به شخص وارد می شود و حتی در شرایط خاص ممکن است باعث مرگ شخص گردد.
سئوال سوم : فردی ۲۰ سال تمام هرویین و یا تریاک مصرف می‌کرده ، حالا می‌خواهیم مواد مصرفی او را قطع کنیم ، حالا چه عملی بایستی انجام بگیرد ؟
۱ ـ آیا سم‌زدایی‌اش می‌کنیم ؟
۲ ـ آیا مواد مصرفی او را تیپر می‌کنیم ؟
حتماً خواهید گفت هرویین و تریاک با دارو فرق می‌کند و موادمخدر محسوب می‌شود. اینها سم هستند و باید سم‌زدایی صورت گیرد و برای محکم‌کاری یک دارو هم بدهیم که اگر پس از سم‌زدایی ، هرویین و تریاک مصرف کرد ، گیرنده‌های موادمخدر در بدنش مسدود گردد و اثر نکند. کارشناسان استناد می کنند به اینکه ابتدا این حالت را روی موش‌ها آزمایش کرده‌اند و پاسخ خوب بوده است. بیچاره موش‌ها !
در اینجا لازم است متذکر بشویم بحث ما بحث علمی است و با تلقی عامیانه و برداشت جامعه و نگاه قانون کاری نداریم ، بحث فیزیولوژی انسان است .
اکنون سئوال آخر من این است : مگر نه اینکه نام هرویین اسم قراردادی یا تجاری دی‌استیل مرفین است ؟ و نام تریاک اسم قراردادی یا تجاری مجموعه داروهای مرفین ، کدیین ، نارکوتین ، نارسئین و پاپاورین است و تریاک یک ترکیب وحشتناک و فوق‌العاده قوی از انواع داروهای مسکن ، آرامبخش ، دوپینگ‌، عادت‌آور و . . . می‌باشد. بنابراین ما با تریاک و هرویین و اسم عامیانه موادمخدر سرکار نداریم ، اگر به اسم اصلی و علمی آن‌ها توجه می‌شد ، مسئله خیلی براحتی حل می‌شد و همان کاری را که برای سایر داروها انجام می‌دادند برای موادمخدر هم انجام می‌گرفت.
اکنون سم‌نبودن موادمخدر را با مثال دیگری نشان می‌دهیم.
فردی که به تریاک عادت ندارد اگر بیش از یک‌گرم تریاک بخورد آثار مسمومیت در او ظاهر می‌گردد و به سمت مرگ می‌رود. حال اگر فرد دیگری معتاد به تریاک ‌باشد و روزانه ۱۰ گرم تریاک را بصورت خوراکی مصرف کند وقتی که مصرف می‌کند به سمت تعادل حرکت می‌کند و اگر مصرف نکند ، به سمت عدم‌تعادل می‌رود و البته احتمال مرگ هم در شرایط خاص یرای او وجود دارد. بنابراین این چگونه سمی است که برای یکی مایه مرگ است و برای دیگری مایه حیات ؟!
به دیگر سخن ، اگر مرفین ، دی‌استیل‌مرفین ، کدیین ، نارکوتین ، نارسئین و پاپاورین ، در جهان پزشکی سم تلقی می‌گردند ، بنابراین می‌توان هرویین و تریاک را هم سم تلقی نمود ، در این صورت بایستی این سموم را از جهان پزشکی خارج کرد چون داروهائی مثل شربت‌های سینه و یا قرص‌هایی که حاوی کدیین هستند و یا مرفین و سایر مشتقات تریاک که درجهان پزشکی کاربردهای مفید و موثری دارند ، سم‌هایی هستند که ما دانسته بخورد انسان‌ها می‌دهیم.
علمی که تجربه شده باشد ، سندی بدون نقص است

همه می‌گویند ، ما هم می‌گوئیم که راه‌های زیادی برای درمان اعتیاد وجود دارد ، ولی راه درست و صحیح و یا به عبارتی صراط‌مستقیم فقط یک‌راه است. نکته مهم این است که برای رسیدن به مقصد ، سه اصل ذیل لازم و ضروری است :
الف : مبدا
ب : مقصد
ج : هدف
برای معالجه هرگونه بیماری بایستی ۳ اصل فوق درنظر گرفته شود. مثلاً برای فردی که سرطان دارد :
مبدا : تشخیص نوع و پیشرفت بیماری ، مقصد : شیمی درمانی یا جراحی و هدف : مهار بیماری است.
ممکن است گفته شود برای مسافرت یا بیماری ، مبدا مهم نیست بلکه مقصد اهمیت دارد ، ولی ما در پاسخ می‌گوییم اگر شما در نقطه‌ای قرار دارید باوجود اینکه نقشه ، قطب‌نما و تمامی تجهیزات لازم را دارید ، امّا نمی‌دانید در کجای زمین هستید و در چه نقطه‌ای قرار دارید ! چگونه می‌خواهید به طرف مقصد حرکت کنید و یا برای درمان یک بیماری که نمی‌دانیم بیماری فرد چیست ، چگونه می‌خواهیم او را درمان نماییم ؟ بنابراین برای درمان هر بیماری ، ابتدا لازم است مبدا را که همان تشخیص کامل بیماری است ، مشخص کنیم که بیمار در چه نقطه‌ای قرار دارد و دقیقاً کدامین قسمت‌های جسم دچار مشکل شده است.
حال این سئوال را مطرح می‌نمایم.
فرد معتاد از نظر جسمی یا فیزیولوژی در چه نقطه‌ای قرار دارد ؟ البته در این بحث و بررسی فقط و فقط مسئله جسم و فیزیولوژی مطرح است و بررسی روان ، جامعه ، تفکر و اندیشه که در درمان اعتیاد مهم هستند را کنار می‌گذاریم .
حال مبداء ، مقصد و هدف روش‌های درمانی موجود را در سراسر گیتی که به نام درمان در قسمت جسم یا درمان فیزیکی یا فیزیولوژی فرد معتاد عمل می‌نمایند ، مورد کاوش قرار می‌دهیم .

نگاهی به روش‌های ترک یا درمان فیزیکی اعتیاد

مبداء یا تشخیص : وجود مقداری سم یا موادمخدر در جسم بیمار_
مقصد : خارج کردن سم‌ها از جسم بیمار به روش‌های گوناگون
هدف : منفی بودن آزمایش ادرار که نشان خروج سم است..
اکنون خواهش می‌کنم کسانیکه زبانی جز زبان علم ندارند ، پاسخ مرا بدهند. به اعتقاد اینجانب تئوری سم‌زدایی برمبنای اندیشه‌های خیالی و نادرست بنیان گردیده و در تجربه با شکست کامل مواجه شده است ، مگر نه اینکه اصلاً علم پزشکی برمبنای تجربه عمل می‌نماید ؟ تجربه‌ای که همیشه با شکست مـواجه گردیده ، چرا نباید مورد تردید قرار بگیرد ، هرچند در تمامی کتب علمی از آن به عنوان یک روش نام برده شده است. شکست خوردگان درنهایتخواهند گفت : اعتیاد درمان ندارد.

اعتیـاد جـایگـزیـنـی مـزمـن است
یعنی موادمخدر بیرونی ، چه گیاهی و چه شیمیایی و حتی الکل ، جایگزین موادمخدر و یا مواد شبه‌افیونی طبیعی جسم انسان یا فرد معتاد شده است. برای مثال : موادمخدری مثل تریاک و هرویین ، جایگزین مواد طبیعی بدن انسان مثل دینورفین شده اند که تا ۲۰۰ برابر مرفین قدرت دارد و یا اندرفین که ۳۰ تا ۷۰ برابر قدرت دارد و یا انکفالین و به طور کلی ، تمامی سیستم‌های تولیدکننده موادمخدر طبیعی جسم فرد معتاد که می‌توان آن را سیستم بیوشیمی افیونی نام نهاد. البته به دلیل مصرف مکرر موادمخدر و ورود مرفین خارجی به بدن ، موادمخدر طبیعی از چرخه حیات ، خارج و یا منهدم گردیده‌اند و برای درمان ، بایستی این سیستم‌ها دوباره راه اندازی شوند. تجربه نشان داده است برای ترمیم این سیستم‌ها حدوداً یازده‌ماه زمان لازم است ، آن‌هم با روش صحیح ، زیـرا بیش از ۹۵درصد حالت عدم‌تعادل فرد معتاد و عودهای مکرر پس از قطع مواد با سم‌زدایی ، مربوط به این قسمت‌ها می‌باشد . بنابراین برای درمان اعتیاد در قسمت جسم مبـدا ، مقصد و هدف را به‌گونه‌ای دیگر مطرح می‌نمائیم :
مبداء یا تشخیص : تعیین میزان تخریب سیستم‌های شبه‌افیونی جسم
مقصد : بازسازی آن‌ها در طول یازده‌ماه .
هدف : برطرف شدن مشکلات روانی و روحی و رسیدن به تعادل و جلوگیری از عودهای مجدد .

دیدگاهی دیگر ( کنگره ۶۰ )

تشخیص بیماری :
هرگاه فردی بیش از ۳ سال بطور مرتب روزانه موادمخدری همچون هرویین ، تریاک ، حشیش ، انواع قرص‌ها ، الکل ، کوکایین ، شیشه و هرماده‌ای که در اثر مصرف آن انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می‌شود ، مصرف نموده باشد ، سیستم‌های شبه‌افیونی جسم او تخریب شده‌اند ، خواه فقط یک ماده باشد ، مثل تریاک ، الکل ، هرویین ، کوکایین و قرص ، یا چند ماده مثل هرویین با قرص یا حشیش با الکل یا هرویین و تریاک و قرص .

مقصد یا روش‌درمان :
جسم انسان دارای سیستمی است که تا زنده است خودش ، خودش را ترمیم می‌نماید ، مشروط به اینکه شرایط مناسب را برای او فراهم نماییم. بنابراین بهترین روش ، کاهش تدریجی یا تیپر کردن همان موادمخدر مصرفی می‌باشد که در پله‌های ۲۱ روزه با کاهش مصرف موادمخدر مرحله قبلی ، انجام می‌گیرد و در این کاهش بعضی مواد که از یک خانواده می‌باشند می‌توانند جایگزین یکدیگر شوند . مثلاُ در کاهش هرویین می‌توان تریاک را جایگزین نمود . پس از سه‌روز قطع کامل هرویین ، روزانه نیم‌گرم تا یک‌گرم تریاک در دو وعده بصورت خوراکی مصرف می شود و برای سایر مواد ، روش جایگزینی بقرار زیر می‌باشد :
تریـاک با تریاک ، الکــل با الکـل ، حشیش با حشیش ، کوکایین با کوکایین و درشرایط خاص با تریاک ، انواع قرص‌ها با تریاک ، هرویین با تریاک.
طول زمان درمان برای فردی که ۳ سال معتاداست با کسی که ۲۰ سال مواد مصرف کرده و برای کسی که نیم‌گرم مواد مصرف می‌کند یا شخصی که ۲۰ گرم مواد مصرف می‌کند ، یکسان و یازده‌ماه می‌باشد ، مثل کاشت گندم چه یک مشت بکاریم و چه یک خروار ، زمان برداشت محصول یکی است و یا مثل زایمان که بستگی به سن و نژاد و نسل و چاق و لاغری ندارد.

هدف : رسیدن به تعادل جسمی و روانی
هیچ چیز در جهان نمی‌تواند جایگزین موادمخدر برای فرد معتاد بشود. نه پول ، نه مقام ، نه همسر ، نه خدا و نه چیز دیگری. تنها چیزی که می‌تواند جایگزین موادمخدر بشود ، موادمخدر طبیعی جسم او می‌باشد. چون با راه‌اندازی سیستم‌های شبه‌افیونی جسم او ، کاملاً موادمخدر طبیعی خوب ، سالم ، بدون هزینه و بدون تخریب دراختیار او قرار می‌گیرد و اکثر مشکلات که آنها را به مشکلات روحی و روانی منصوب می‌کنیم ، کاملاً محو می‌گردد .
جایگزین دارو :
از آنجائیکه تمامی مواد شبه‌افیونی که جسم انسان تولید می‌کند هنوز کشف نشده است ، به این دلیل ، در گام نخست ، مصرف همان موادمخدر مصرفی ، بهـترین ، کم‌خطرترین و مناسب‌ترین گزینه می‌باشد که با کاهش حساب شده به سیستم‌های جسم فرصت می‌دهد که خود را بازسازی نمایند ، البته در شرایطی که قانون و جامعه اجازه این کار را نمی‌دهد ، بهتر است فقط از یک داروی استاندار استفاده شود. مثلاً برای جایگزینی متادون بجای تریاک یا هرویین اول بایستی میزان مصرف متادون با درنظر گرفتن میزان مصرفی موادمخدر شخص و دفعات مصرفی او تعیین گردد. لازم به ذکر است عمل جایگزینی حدوداً یک‌ماه زمان می‌برد تا سیستم‌های شخص آنرا بپذیرند ، سپس مرحله کاهش پله‌ای یا تیپر کردن در فاصله پله‌های ۲۱ روزه انجام ‌گیرد تا در کاهش هر پله ، جسم خود را بازسازی و مواد شبه‌افیونی خود را دوباره تولید نماید. و از دادن هرگونه داروی کمکی مثل خواب‌آور ، ضدافسردگی و آرامبخش جداً خودداری گردد چون جلوی فرایند زاینده بهبودی سیستم ها را سد می‌نماید و نمی‌گذارد جسم خودش ، خودش را ترمیم نماید. در ضمن شخص به آرامی اعتیاد جدیدی را نیز تجربه خواهد کرد ، که همانا اعتیاد به قرص‌ها می‌باشد.
اعتیاد وابستگی دارویی است :
عده‌ای معتقداند اعتیاد وابستگی دارویی است ، اگر اعتیاد وابستگی دارویی است ، بازهم بایستی دلیل آن کاملاً مشخص گردد که چرا معتاد بایستی دارو مصرف نماید و این دارو به مصرف کجای جسم می‌رسد و بایستی دقیقاً دلایل آن را بدانیم و روشی که میتوان وابستگی را بطور علمی از بین برد چگونه است و پروتکل درمانی آن چیست. به اعتقاد اینجانب این تعریف هم ما را به مقصد هدایت نمی‌کند.

درمان اعتیاد به طور کلی سه مؤلفه دارد .
الف ـ جسم
ب ـ روان
ج ـ جهان‌بینی
اگر فردی بیش از سه سال بطور روزانه و مرتب از موادمخدر استفاده نماید ، در سیستم‌های بیوشیمیایی شبه‌افیونی جسم خود تخریب ایجاد نموده و موادمخدر بیرونی جایگزین موادمخدر درونی جسم او گردیده است و در اثر قطع مصرف موادمخدر و بدلیل این‌که مواد شبه‌افیونی جسم دچار مشکل شده‌اند ، اختلالاتی در جسم بوجود می‌آید که در اثر آن اختلالات ، جسم عکس‌العمل نشان می‌دهد که این عکس‌العمل‌ها شامل دو گروه عمده اند که نقطه کور درمان یا ترک اعتیادهای ناموفق و متداول امروزی در آن تبلور می یابد.
الف : عکس‌العمل‌های آشکار
ب : عکس‌العمل‌های پنهان

عکس‌العمل‌های آشکار
درصورت نرسیدن موادمخدر ( خانواده تریاک و مشابه ) به شخص مصرف‌کننده و یا قطع ناگهانی موادمخدر مصرفی ، عکس‌العمل‌هایی در جسم شخص معتاد ظاهر می‌شود ، که بسته به نوع مواد مصرفی ، مقدار و تعداد دفعات مصرف در ۲۴ ساعت پس از چند ساعت از دیر شدن نوبت مصرف آغاز می‌شود. عکس‌العمل‌هایی که به آرامی شروع می‌شود و پس از ۲۴ ساعت به اوج خود می‌رسند ، شامل موارد ذیر است :
عطسه‌های پی‌در‌پی بی‌خوابی
آب‌ریزش از‌بینی استخوان درد ، در مچ‌پا و بازوها
عـرق‌کـردن پرش‌پا
اسهـال خمیازه پشت‌سرهم
گرفتگی عضلات پا و گردن
در این عوارض اگر از دارو هم استفاده نشود ، مکانیزم جسم حداکثر پس از یک‌هفته خودبه‌خود باعث می‌گردد که جسم انسان بطرف تعادل میل نماید و پس از طی دوهفته به حداقل خود میرسد ولی بازهم ادامه دارد .

درمان در مرحله عکس‌العمل‌های آشکار
برای درمان در این مرحله هم‌اکنون از روش‌هایی استفاده میشود ، که در درمان قطعی اعتیاد چندان اهمیتی ندارد و مخرب نیز هست چون به سیستم‌های شبه افیونی جسم یک شوک مخرب وارد می نماید که شاید تا آخر هم قابل جبران نباشد و این سیستم‌ها قادر به بازسازی خود نشوند. به عبارت دیگر ، چون موادمخدر طبیعی جسم از کار افتاده است و موادمخدر بیرونی مثل یک ستون زیر سقف تعادل شخص معتاد قرار گرفته است ، با قطع ناگهانی موادمخدر بیرونی مثل آن می‌ماند که ستون زیر سقف تعادل جسم شخص را یک مرتبه برداریم که قطعاً سقف فرو خواهد ریخت. شرط عقل آن است که ستون اصلی جسم را به آرامی ترمیم نماییم و هماهنگ با آن بار ستون مصنوعی موادمخدر بیرونی را کم نماییم .
روش هایی که اکنون اعمال می شود عبارتند از :
۱ ـ از طریق پزشک با استفاده از دارو ، بمدت یک یا دوهفته
۲ ـ از طریق طب سوزنی همراه با دارو
۳ ـ کاهش موادمخدر مصرفی در یک یا دوهفته (روش سنتی)
۴ ـ از طریق روش‌های خشن و قوه قهریه مثل شلاق درمانی ، زندان درمانی در منزل ، بستن معتاد به تخت و یا طناب پیچ کردن
۵ ـ سم زدایی سریع و فوق سریع که بسیار تا بسیار مخرب است
۶ ـ با روش سقوط آزاد یا قطع ناگهانی و داوطلبانه موادمخدر
۷ ـ ورزش درمانی ، موزیک درمانی ، جادو درمانی ، جن درمانی و . . .
ظاهراً تمامی روش های فوق برای ترک اعتیاد در مقطع بروز عکس‌العمل‌های آشکار مؤثر است ، چون فرد معتاد اگر آزمایش ادرار بدهد ، آزمایش منفی است یعنی موادمخدر در ادرار شخص نیست بنابراین به غلط می گویند کار درمان جسمی یا فیزیکی یا فیزیولوژی تمام است و فرد معتاد از نظر جسمی مشکلی ندارد و بقیه مشکلات معتاد ، روحی ، روانی و رفتاری است که بایستی درمان شود مثلاً با گفتار درمانی یا گروه درمانی ، تصور می کنند چون اسهال فرد معتاد بهبود یافته ، دیگر مشکل جسمی ندارد . تعجب می‌کنم از این همه اشتباه دانشمندان و متخصصین علم !

عکس عکس العمل های پنهان
این مرحله که حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مرحله درمان اعتیاد بوده و همیشه از چشم متخصصان پنهان مانده است و اگر هم پنهان نبوده به آن توجه جدی نمی‌کردند و ساز و کار آن را نمی‌دانستند که چگونه و در چه مدتی بایستی این مرحله را سپری نمود و جسم را ترمیم نمود !
البته مشکلات این مرحله در مرحله اول هم وجود داشتند ولی انسان کمتر متوجه آن‌ها می‌شد. برای مثال کسی که در مرحله نخست دچار اسهال شدید گردیده و مرتب دل‌پیچه دارد و به طرف توالت می‌رود ، هرگز افسردگی را حس نمی‌کند. این مشکلات عبارتند از :
۱ ـ افسردگی ۲ ـ ناامیدی
۳ ـ گوشه‌گیری ۴ ـ عدم‌میل به زندگی
۵ ـ کم‌حوصلگی ۶ – زود خسته‌شدن
۷ ـ بی‌خوابی ۸ ـ تنبلی
۹ ـ کندذهنی یا فراموشی ۱۰ ـ گریه کردن
۱۱ ـ ترشح بزاق چسبناک در گلو ۱۲ ـ بیدارشدن میل جنسی
۱۳ ـ ناتوانی جنسی ( انزال سریع )

نکته بسیار مهم :

مشکلات فوق‌الذکر هیچ‌کدام در مرحله نخست منشا یا ریشه روانی ندارند ، درصورتیکه اکثر قریب به اتفاق متخصصین ریشه این مشکلات را علت‌های روانی می‌دانند و می‌خواهند با گفتار درمانی و یا گروه درمانی آن را حل نمایند ، درصورتی که این اختلالات در اثر ضعیف شدن سیستم ضد درد بدن انسان و عدم تولید یا بازدهی نامناسب سیستم‌های تولیدکننده مواد شبه‌افیونی و شبه‌مرفینی جسم انسان است که کاملاً ریشه فیزیولوژی دارد. بایستی برای معالجه به‌گونه‌ای عمل شود که این سیستم‌ها به آرامی دوباره کار خود را شروع نمایند و دادن داروهای خواب‌آور ، ضدافسردگی و روان‌گردان بعنوان داروهای کمکی به بیمار نه تنها کمکی به او نخواهد کرد بلکه باعث تخریب بیشتر سیستم افیونی جسم می‌گردد ، به عبارت دیگر با آب ریختن درون چشمه‌ای که خشک شده ، نمی‌توان آن را به جوشش درآورد ، بلکه بایستی بصورت اصولی و اساسی چشمه را ترمیم نمود. امروز ما با معتادین زیادی برخورد داریم که برای مثال موادمخدر را همراه با قرص‌های مختلف مصرف می‌کنند ، این‌ها همان کسانی هستند که قبلاً ترک‌اعتیاد کرده‌اند اما با عود مجدد به این قرص‌ها هم اعتیاد پیدا کرده‌اند. گاهی مشاهده شده اشخاصی که ۶۰ الی ۸۰ عدد قرص و گاهی ۳۰۰ الی ۴۰۰ عدد قرص (که به تصور و فکر هم نمی‌گنجد) مصرف می‌کنند !
برای ترمیم سیستم‌های شبه‌افیونی ، تجربه نشان داده است که درصورت برنامه‌ریزی صحیح می‌توان با طی مسافت زمانی حدود ۱۱ ماه به ۹۰ درصد تعادل از نظر جسمی رسید. با تعادل جسم ، روان هم به تعادل می‌رسد. ۱۰ درصد باقیمانده درطول زمان حل می‌شود ، البته مشکل جهان‌بینی یا نگرش فرد نسبت به خودش و جهان پیرامون و سایر انسان‌ها هنوز به قوت خود باقی است که بایستی با شرکت در کلاس‌های گروه‌درمانی که از روز نخست درمان آغاز می‌گردد ، حل شود. لازم به توضیح است که اگر این مشکل ، یعنی جهان‌بینی حل نشود با برطرف شدن کلیه مشکلات جسم و روان ، شخص دوباره به اعتیاد روی خواهد آورد .

درمان در مرحله عکس‌العمل‌های پنهان

درمان در این مرحله به یک روش ولی دونوع ماده مصرفی انجام می‌گیرد :
الف : استفاده از یک داروی جایگزین استاندارد
ب : استفاده از خود ماده‌مخدر
الف : استفاده از خود‌ماده‌مخدر
در استفاده از خود ماده مخدر ابتدا میزان مصرف روزانه و دفعات مصرف در طول ۲۴ ساعت ، ظرف حداکثر یک‌هفته مشخص می‌گردد. هیچ لزومی ندارد ما بخواهیم میزان مصرف اولیه یا دفعات مصرف آن را کمتر از میزان مصرفی بگیریم ، چون تعادل شخص با شروع درمان بهم خواهد ریخت و ادامه راه را مشکل می‌نماید . درضمن با شروع درمان مواد مصرفی به سرعت کاهش می‌یابد. پله‌های کاهش بایستی ۲۱ روزه یا ۳ هفته باشد . چون هفته اول فرد به میزان اندکی کاملاً متعادل نیست ، هفته دوم کاملاً اوضاع عادی می‌شود و هفته سوم مواد کاملاً فرد را سرخوش می‌نماید و آماده می‌شود برای حرکت یا کاهش بعدی. درطول زمان کاهش ، ممکن است هرگونه مشکلی مثل کم‌خوابی ، کم‌حوصلگی و یا افسردگی بروز نماید. باید بدانیم که مشکل بسیار جزیی است و حتماً بایستی صبر کند و تحمل نماید چون به سرعت جسم کمبود موادمخدر را جبران می‌نماید. و لازم است درنظر داشته باشیم جسم با تمام قدرت درحال ساخت و ساز می‌باشد و حتی بعضی از بیماری‌های سابقه‌دار شخص مثل هپاتیت ، نارسایی یا تپش قلب ، مشکلات گوارشی ، افسردگیهای طولانی ، مشاهده شده که پس از پایان دوره درمان ، بهبود حاصل می شود و استفاده از هرگونه داروی کمکی مثل خواب‌آورها ، آرام‌بخش‌ها ، ضدافسردگی‌ها ، باعث جلوگیری از درمان قطعی می‌گردد.

میزان کاهش :
درمجموع میزان کاهش بایستی حدوداً یا ۲۰ درصد مرحله قبلی باشد و اگر تعداد دفعات مصرف روزانه بیش از یک‌بار باشد ظرف مدت ۵/۵ ماه شایسته است به نقطه یک‌بار مصرف در روز برسیم و کلیه دفعات مصرف به ترتیب اولـویت یکی ، یکی حذف گردند .
این مرحله را می‌توان فقط با استفاده از یک‌دارو استاندارد طبق روش الف درمان را به مرحله اجراء درآورد .
نکته : خارج از بحث‌های قانونی و حقوقی من به تجربه دانستم که هیچ ‌دارویی مناسب‌تر ، قـویتر ، کامل‌تر ، کم‌خطرتر و مفیدتر از خود موادمخدر برای درمان همان ماده‌مخدر نیست اما در عین حال ، تریاک بعنوان یک‌داروی ترکیبی با ۲۵ آلکالویید برای درمان اکثر بیماری‌های اعتیاد مثل هرویین ، انواع قرص‌ها ، شیشه ، کوکایین ، بسیار مؤثر می‌باشد و خداوند هیچ‌گونه دارویی سالم‌تر و مفیدتر از تریاک تاکنون خلق نکرده است .

Narcotics Addiction, The cure Proper Methods
I appreciate the monthly publication “companion” that brought about the needed criteria for opinions and views on Narcotics addiction. Reading a great article named “What is cure?” in the 13th issue of the companion journal which describes the ideas of the U.N office of fight against Narcotics and Crime, made me really happy. I studied it very carefully and it caused me to write my own view on curing addiction which I had put to test in congress60 and have received successful result. Because to cure any kind of illness, first the illness has to be diagnosed and then proper treatments can begin. Of course in this article only the physical aspects of Narcotic Addiction are discussed.
Now we take a look at some diagnosis of experts in this field.

a)     Drug Addiction is chronic poisoning
b)    It is dependency on Medication or Narcotics.

A) Drug addiction or Narcotics Addiction is chronic poisoning:
Currently, there are 185 million addicts worldwide, according to a U.N statistical report. If this views that Addiction is chronic poisoning is a false view, which we say it is; then millions of addicts and thousands of doctors and experts are mislead. Therefore, who is responsible for this scientific mistake?

Narcotic Addiction Is Not Chronic Poisoning. Why?

Because when the cause is poisoning then we are talking about a poison, therefore we recommend detoxification.
It has to be said that Narcotics are not poisons at all.
For example Diacetylmorphine which is the medical name for Heroin. From one Kilogram Morphine, 900 grams of Heroin is made. Every day in the medical field Morphine is used by doctors as a beneficial substance. Opium contains Morphine, Codeine, Papaverine and other substances, which are very useful in medicine. In Marijuana and Hashish there is a substance called THC which has been a very popular Medication for a longtime. We do accept that overdose of any of these substances could lead to poisoning or even death. (Also Psychedelic pills; Painkillers, sleeping pills etc.). Poisoning is a relative matter and the following definition can define it:
Any external substance (in the form of Gas, Liquid and Solid) entering the body and causing imbalance in the body or even death, can be defined as poison. Therefore when someone is bitten by a snake and is taken to hospital, first thing is that the poison is extracted out of the body since snake’s poison is deadly and has to be quickly extracted from the blood flow. This is called Detoxification. If a person, who is not an opium addict, consumes more than 1 gram of opium, he might die since it has a deadly effect on him and the poison has to be immediately extracted out of his body.
I am deeply surprised by this scientific mistake and the fact that how experts in the medical field don’t pay attention to this important fact.
Now I present some questions to furthermore clarify this misunderstanding.
First question: let’s assume a patient has been injecting Morphine (8 units) in the hospital for 2 years under medical supervision. Now the doctor in charge wants to discontinue the injections. What does the doctor do?
A)   Does the doctor perform Detoxification?
B)    Or the doctor Tapers off the morphine?

Second question: let’s imagine a person who has been using all kinds of anti-depressants, sleeping pills and other relaxants for 10 years. To stop his usage of these medicines due to an emergency situation, what should be done?
A)   Detoxification
B)    Tapering off the medication

Most probably you would answer that tapering off the drug is the best solution. Because if detoxification takes place and the remainder of the drug is taken out of the patient’s system, it could damage the health or even cause death.
Third Question: A person has been using Heroin and opium for 20 years.
Now we want to discontinue his usage. What should be done?

a)                 Detoxification
b)                Tapering off the narcotics

Surely you would say that opium and heroin are different from medication drugs and are considered as Narcotics. They are poisons and detoxification should be done. Also some medications must be prescribed so that after detoxification these drugs block the intake of heroin and opium in the body if the addict relapses. The experts insist that they have experimented this method on mice and it was successful. Poor mice!!
It is necessary to mention at this point that our argument is a scientific discussion and is different from the society’s point of view or even the legal view. The discussion is about the human’s physiology.
Finally, my last question is this: isn’t it true that Heroin is the commercial name for Diacetyl Morphine? And opium is the commercial name for drugs such as Morphine, codeine, Narcotin ,Narcein and papaverin ? And opium is a powerful Compound in all kinds of antidepressants and relaxants?
Therefore we are not just dealing with Narcotics popular names and titles.
If enough attention was given to their medicinal names, the problem would have been solved much easier and a proper treatment would be given for them.
Now another example is given to show that narcotics are not poisons.
A person who is not a drug user will die if he consumes more than 1 gram of opium.
Now another person who is addicted to opium and is consuming 10 grams of opium daily , after eating that much opium only becomes normal and gains natural balance. If the doesn’t eat that amount he will be imbalanced, and there is a chance of death for him, therefore what kind of a poison is this? A deadly substance for one and a life giving substance for another?

If in the Medical field, Morphine, diacetyl morphine, Narcotin, Narcein
And papaverin are considered as poisons, then we can say that Heroin and Opium are also poisons, and all these poison should be banned from the medical field. Because medications like cough medicine (syrup) and pills that contain Codeine or Morphine and Opium products are poisons that we humans consume knowingly.

® Knowledge that is gained through experience, is a perfect proof ®

Everyone says, and we say it too that there are many ways to cure addiction but the correct and right method is only one, and in order to reach that objective three important factors are necessary:
a)     Starting point
b)    Destination
c)     Objective or aim
In order to treat any disease the above mentioned factors should be taken into consideration. For example a cancer patient: Starting point is diagnosis of the kind of cancer and its advancement, Destination is chemo-therapy or surgery and objective is to cure the cancer.
Maybe one would say that for a journey or an illness, the starting point or origin is not important and only destination matters. We would reply that if you are in an area on planet earth and have a map, compass and the necessary equipments, but you don’t know where you are, how can you arrive at your destination?
To cure an illness, how can we treat it, if we don’t know what the illness is? Therefore to cure any disease, we have to diagnose it first and determine at which stage the patient is and exactly which parts of the body are affected.
Now we ask this question:
How has an addict’s body or physiology been affected?
We don’t want to discuss the psychological aspects of it yet which are also very important.
Now we will study the original point “beginning, destination and objective” of all available methods of treatments currently existing.

A look at physiological methods of treatment of addiction
Starting point or diagnosis: the existence of some poison or Narcotic in the body
Destination: the extraction of the poison using different methods
Objective: Negative result from the urine test proving that the poison has been extracted.
Now I ask for a reasonable reply. Isn’t it true that medical science is based on experience and result? If constantly this method is failing, why is it still accepted as the only method? In my opinion the method of detoxification is based on false ideas and has failed completely. I think they would answer that Narcotics addiction has no cure.

Narcotics addiction is chronic substitution
This means external Narcotic substances, whether natural or chemical, even Alcohol have been substituted in the place of internal Narcotic like substances of the body. For example Narcotics like opium and Heroin have substituted natural substances of the body like Dinorphin which is 200 times more powerful than morphine, or Endorphin or Enkephalin (70 times more powerful). In general all the systems producing Natural narcotics in the body which can also be called Bio-chemical opiate system have been damaged after years of using external Narcotics or drugs. Therefore for successful treatment these natural systems in the body must be repaired and re-started.
Experience has shown that to rebuild these systems successfully, approximately 11 months is needed. Of course with a correct method of treatment, as 95% of re-lapses and imbalances of addicts after detoxification is due to failures to rebuild these natural Narcotic like producing systems of the body.
Thus the treatment process in our opinion is:
a)     Original point or diagnosis: determine the damage done on these natural systems
b)    Destination: re-building and rehabilitating the systems in 11 months
c)     Objective: eliminating the psychological and mental problems and reaching optimum balance and avoiding re-laps and cravings.

Congress 60 other view points

Diagnosis of the illness:
When a person uses any kind of Narcotics or Medicinal Drugs on a daily basis (Heroin, Opium, Marijuana, Hashish, Antidepressants, Pain killers, Alcohol, Cocaine, Crystal Meth and etc.) and these substances disturb the natural balance of the body; that person has damaged the natural narcotic like producing system of the body(Opiate like system of the body)

The treatment process: (Destination)
The human body has a system that repairs itself as long as the right conditions are available, Of course until death. Therefore the best method is the tapering off or gradual reduction of the Narcotics. This is done in stages of 21 days and the used Narcotics are tapered off gradually; and sometimes Narcotics from the same family can substitute each other. For example for Heroin use, Opium can act as a substitution. After complete withdrawal from Heroin for 3 days, half a gram or one gram of Opium in two daily intakes could be consumed. For other Narcotics, the substitution method is as follows: Opium with opium; Alcohol with alcohol; Hashish with hashish; Cocaine with cocaine; all kinds of pills with Opium and Heroin with Opium. Opium can be used as a substitution for Crack and Crystal Meth too.
The duration of the treatment process for all addicts is the same 11 months.
Whether one has been using Narcotics for 20 years or 3 years, or half a gram or 20 grams daily, just like cultivation of wheat. If you sow little or a lot, the time of the harvest is the same, or the birth of an infant, it doesn’t matter if he is white or black, fat or thin, Asian or European, it requires nine months for the birth process.

Objective: Nothing else in this world can substitute Narcotics for an addict. Not money, Power, spouse, religion, or even God for that matter can be a substitution. The only substitution is the natural Opiate like substances of his own body. Because with rebuilding these Narcotic producing systems of the body, the drug abuser can enjoy his own body’s natural, healthy, cost-free Narcotics and most of his problems that we think are mental and psychological will disappear.

Substituting the Drug:
Since all the Narcotic like substancesthat the human body produces, have not been discovered, therefore the consumption of that Narcotic itself in the gradual tapering method could be the least harmful substitution. Calculated reduction will give the natural systems of the body the chance to rebuild themselves. Of course if in certain conditions, the society and law don’t permit this substitution then the use of a standard medicine like Methadone is recommended.
If Methadone is substituted for opium or Heroin, the first step is to determine the use of Methadone according to the Narcotic abuse and the frequency of usage during the day. It needs to be mentioned that it takes about one month for the natural systems of the body to accept the substitution. After that, tapering process in periods of 21 days should begin, so that in each stage the body produces the decreased dosage naturally. Consuming any other medications like sleeping pills, antidepressants and relaxants must be avoided since they prevent the rebuilding process of the body’s Narcotic like system and a new addiction to these medications might take place.

Addiction is dependency on medication:
Some have this view that addiction is drug dependency. If this is true, then again it must be determined why the person must use this medication and which part of the body benefits from this drug. The scientific method of eliminating this addiction and its treatment protocol must be discovered.
In my view, there are 3 main factors involved in successful Treatment method.
a)     Body
b)     Psyche (mind)
c)     Spiritual or philosophical outlook on life : ((all that we perceive, feel, understand and receive from the whole Universe))

When a person uses any kind of Narcotics or medications on a daily basis for more than 3 years, he or she has damaged the bio-chemical opiate production system which produces Narcotic like substances naturally in the body. External narcotics have replaced internal narcotics of the body; as a result of this, when the external usage is discontinued or suddenly stopped, there would be reactions or symptoms which could be divided into two categories:
a)     Visible symptoms
b)    Invisible symptoms

A) Visible symptoms:
In the case of lack of Narcotics in the body (opiate family) sudden withdrawal, certain physical reactions appear in the body depending on the kind of Narcotics, frequency of usage and the amount used in each intake. These symptoms are:
i.            Frequent sneezing
ii.            Insomnia
iii.            Runny nose
iv.            Bone ache, wrist, and muscle ache
v.            Excessive sweating
vi.            Frequent yawning
vii.            Diarrhea

If no medication is used to treat these symptoms, the immune system of the body naturally heals itself and move towards balance within two weeks, but some of them still continue.

Treatment for visible symptoms:
There are many methods of treating the visible reactions of withdrawal that are, in fact harmful to the body as they impact a shock on the narcotic producing system in the body and this damage could be permanent.
In other words external narcotics that have replaced the internal ones, act as a pillar in the balance of the addict. Sudden withdrawal means, the pillar support is taken away, and the collapse of the system follows.
We should repair the system slowly and gradually so that an internal pillar is ready to replace the external one.

A few methods are as follows:

۱)    Using medication under a doctor’s supervision for a period of one or two weeks
۲)    Using acupuncture along with medication
۳)    Decreasing the Narcotics consumption in one or two weeks
۴)    Violent method like confinement by force, physical punishment or chaining one to a bed
۵)      Detoxification which is very harmful
۶)    Cold turkey or sudden withdrawal
۷)    Sports treatment, Music therapy, Magic therapy, Spirit therapy…

Apparently all the above mentioned methods are effective to treat the physical symptoms, because if a urine test is conducted, the result would be negative. This means no trace of Narcotics can be found in the addict’s urine, leading to a false assumption that the physical treatment or healing process has been accomplished, and the addict’s other major issues such as psychological, mental and behavioral problems must be tackled. For example since the person doesn’t have diarrhea any more, it mean he has been cured and he no longer has any other physical problems!!? I’m surprised by this much misunderstanding and misconception of the experts in this field.

B) Invisible symptoms:
This phase or stage is the most sensitive and crucial part of the healing process and has been constantly ignored by the specialists and experts. They have not been paying attention to this important factor and don’t know how long this process takes. Of course the reactions or symptoms in this phase also existed in the first stage but less attention was given to them. For example someone who is having diarrhea and stomach pain, and is constantly going to the bathroom, doesn’t notice his depression.
These invisible symptoms include:
۱)    Depression
۲)    Hopelessness
۳)    Isolation
۴)    Indifference or lack of motivation in life
۵)    Impatience or lack of tolerance
۶)    Excessive Exhaustion
۷)    Insomnia
۸)    Laziness
۹)    forgetfulness
۱۰)                       abnormal crying
۱۱)                       awaking of sexual desires
۱۲)                       premature ejaculation
An important point:
The above mention symptoms do not have psychological roots in the early stages: where as the majority of the specialists diagnose these problems as psychological and attempt to treat them by talk therapy or using group therapy. However these disorders are caused by the deterioration of the body’s anti-pain system and Opiate like production system’s lack of producing the vital substances needed for proper functioning of the body. The treatment should be done in a way that all these systems gradually restart their production and all those sleeping, anti-depressant’s pills that are supposed to help the patient, only damage these Morphine like system deeper and deeper. In other words by pouring water into a dry spring, you can’t get the spring to start flowing again, and a prop solution must be found. These days we come across many Narcotic addicts that are consuming all kinds of pills along with their own drugs because they had attempted to quit their addiction by these drugs and relapsed back into addiction with more substance abuse. Some of them consume up to 400 pills a day which is very hard to imagine.
According to our experience to repair and rebuild this opiate like system of the body and to achieve 90% of a successful recovery we must follow a proper guideline in a period of 11 months. Having a balanced physiology, a balanced mentality is achieved also and only leaves the spiritual outlook on life which must be revived by attending group therapy classes every week. It needs to be mentioned that if this spiritual view is not recreated, then re-laps back into addiction is almost certain.

Treatment or curing the invisible symptoms:
Treatment at this stage is using one method but with two kinds of substitution:
a)     substitution using a standard medication
b)    using the Narcotic itself
Using the Narcotics itself:
For this method, first the daily dosage and number of daily intakes must be determined within a week. There is no need to reduce the initial amount in the beginning because it will imbalance the person and causes more problems at the start of the journey. This gradual tapering will do the reduction very quickly anyways. Tapering stages must be every 21days or every 3 weeks .In the first week a little discomfort is felt, in the second week conditions become normal, and in the third week once again intoxication happens, and the person is ready for the next tapering.
In the duration of the journey, problems like lack of sleep, agitation and depression can appear, but we must remember that these are very minor problems and patience is needed. The body can make up for the Narcotic reduction very quickly and even some health condition such as Hepatitis, indigestion, chronic depression and irregular heart beat of some patients are cured after 11 months journey. The use of medications such as sleeping pills, anti depressants and relaxants can prevent a successful recovery.

Reduction amount:
Overall the reduction or tapering at each stage must be 20% of the total amount used at that stage, and if the number of daily intakes is more than one, then it’s recommended that within 51/2 months only one intake per day be consumed.

Attention: outside of legal issues, I have experienced this knowledge that there isn’t any Drug or Narcotic as powerful, beneficial, complete, safe and healing as opium in the world. Since it is a compound of 25 useful Alkaloids, it is the best replacement for Heroin, Crack Cocaine, Cocaine, Crystal Meth and other pills.
God hasn’t created a better drug than Opium and if he has, I am not aware of any.

اشتراک.

درباره نویسنده

پاسخ دهید